ترجمه "Ikan" به فارسی

ماهی, ماهی, نهنگ بهترین ترجمه های "Ikan" به فارسی هستند.

Ikan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی

    adjective noun

    ماهی

    meski harganya 7 perak, Ikanku terjual laris manis.

    وقتی که من میتونم این ماهی های خودم رو به قیمت 7 سکه بفروشم ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ikan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ikan noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی

    noun

    Aliran sungai itu biasanya menghidupi ikan dan satwa liar lainnya.

    کمترین کاری که این رودها میتونن بکنن نگهداری از ماهی و حیات وحشه.

  • نهنگ

    noun

    Bahkan minyak ikan paus, yang merupakan minyak terbaik, tidak dapat dibandingkan.

    حتی روغن نهنگ که می گن خیلی خوبه قابل مقایسه با روغن پری دریایی نیست

  • وال

    noun

    Hewan yang bernama ikan paus itu rela mengorbankan diri sendiri demi keselamatan anaknya.

    ، حتي يه وال هم براي نجاتِ جونِ بچه ـش. جونِ خودشُ به خطر ميندازه

  • ترجمه های کمتر

    • mâhi
    • هشتپا

تصاویر با "Ikan"

عباراتی شبیه به "Ikan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ikan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه