ترجمه "Institut" به فارسی
مؤسسه, انجمن, دانشگاه بهترین ترجمه های "Institut" به فارسی هستند.
Institut
-
مؤسسه
nounEmpat tahun lalu saya bekerja dengan beberapa orang di Institut Brookings,
چهار سال پیش در مؤسسه ی بروکینگز (مربوط به کار بر روی قوانین اجتماعی و علوم سیاسی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Institut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
institut
-
انجمن
nounSebenarnya, Dia tinggal di institut.
راستش ديگه ، توي انجمن زندگي مي کنه.
-
دانشگاه
noun -
مؤسسه
nounKau tahu apa yang kulakukan di institut itu?
و مي دوني وقتي توي اون مؤسسه بودم چيکار مي کردم ؟
-
ترجمه های کمتر
- موسسه
- کالج
عباراتی شبیه به "Institut" با ترجمه به فارسی
-
مؤسسه فناوری ماساچوست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن