ترجمه "Kabut" به فارسی

مه, مه, meh بهترین ترجمه های "Kabut" به فارسی هستند.

Kabut
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    adjective noun proper pronoun

    Kabut ini ada di mana-mana, benar-benar global menyelubungi Titan.

    این مه در همه جای تیتان وجود دارد و این کره را در بر گرفته است

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kabut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kabut noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    noun

    Kita berpikir bisa duduk di atas awan, tapi bila kita ke sana, itu semua hanya kabut.

    فکر میکنیم که میتوانیم روی ابرها بنشینیم، لیکن اگر به آنجا برویم خواهیم دید که فقط مه است.

  • meh

    noun
  • ابری کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ابهام
    • تار کردن
    • تخدیر شدن
    • تریاق
    • تمن
    • غبار
    • مه تنک
    • مه گرفتن
    • مِه
    • میغ

تصاویر با "Kabut"

عباراتی شبیه به "Kabut" با ترجمه به فارسی

  • دود مه
  • ابری کردن · تار کردن · تخدیر شدن · مه گرفتن
  • بی نظمی کامل · تیمارستان · دوزخ · دیوانه
  • مه دود
اضافه کردن

ترجمه های "Kabut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه