ترجمه "Kekeringan" به فارسی
خشکسالی, خشکسالی, تشنگی بهترین ترجمه های "Kekeringan" به فارسی هستند.
Kekeringan
-
خشکسالی
nounKekeringan menjadikan desa tersebut sangat miskin hingga penduduk desa menderita kelaparan.
خشکسالی , این روستای کوچک را به فلاکت و گرسنگی کشانده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kekeringan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kekeringan
-
خشکسالی
nounElia yakin bahwa Yehuwa akan bertindak untuk mengakhiri kekeringan, tetapi ia tidak tahu pasti kapan Yehuwa akan bertindak.
ایلیّا مطمئن بود که یَهُوَه به خشکسالی خاتمه خواهد داد، ولی نمیدانست کی این کار را خواهد کرد.
-
تشنگی
noun -
تنگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خشک سالی
- خشکی
تصاویر با "Kekeringan"
عباراتی شبیه به "Kekeringan" با ترجمه به فارسی
-
تقطیر خشک
-
بایر · خشک · کم باران
-
تشنگی · تنگی · خشک سالی · خشکی
-
بی برکت · بی چربی · لاغر · ناچیز · نحیف · نزار
-
سل ریه · مصرف
-
درشتنی
-
خشکبار
-
درشت نی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن