ترجمه "Kepala" به فارسی
سر, کله, سر بهترین ترجمه های "Kepala" به فارسی هستند.
Kepala
-
سر
nounKepala ketujuh binatang buas itu kini muncul sebagai Kuasa Dunia Anglo-Amerika.
با شکل گرفتن قدرت جهانی انگلیس و آمریکا سر هفتم وحش پدیدار شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kepala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kepala
noun
-
کله
nounIni adalah salah satu situasi di mana dumping kencing di kepala Anda ide yang buruk.
اين يکي از اون شرايطيه که کسي که روي کله اش شاش ريخته ، ايده هاي مزخرف ميده.
-
سر
nounTidak ada kepala lain lagi yang akan muncul pada binatang buas sebelum ia dihancurkan.
قبل از نابودی این وحش سر دیگری پدیدار نمیشود.
-
سَر
nounLuka di kepala, mungkin gegar otak, dan luka dalam di bagian lengan.
زخم در قسمت سَر ، احتمال سرگیجه و یه بریدگی دست
-
ترجمه های کمتر
- رهبر
- سالار
- برنده مسابقه
- خرد
- ذهن
- رئیس
- روح
- سرکارگر
- طرز فکر
- عقل
- قهرمان
- قوه ذهنی
- مزاح
- مغز
- پشت سر
- پیروز
تصاویر با "Kepala"
عباراتی شبیه به "Kepala" با ترجمه به فارسی
-
جوز هندی
-
شیرازه
-
سر آوردن
-
بعد بالایی اسکن
-
تزلزل ناپذیر · یکدنده
-
سردرد
-
سرنره
-
حرکت دهنده · لوکوموتیو · نیروی محرکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن