ترجمه "Kerja" به فارسی
کار, کار, کار کردن بهترین ترجمه های "Kerja" به فارسی هستند.
Kerja
-
کار
nounBelajar bahasa Inggris adalah kerja keras.
یادگیری زبان انگلیسی کار سختی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kerja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kerja
Verb
verb
noun
دستور زبان
-
کار
nounBelajar bahasa Inggris adalah kerja keras.
یادگیری زبان انگلیسی کار سختی است.
-
کار کردن
verbJika ada yang ingin Saudara tanyakan tentang bekerja di tempat tinggi dekatilah pengawas pekerjaan.
چنانچه در مورد کار کردن در جاهای بلند سؤالی داری بیممانعت از سرپرست کار بپرس.
-
اجازه نامه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اسم
- امرمهم
- ایجاد کردن
- تکلیف
- حرفه
- حوزه
- خوابگاه کشتی
- دام
- دایره
- دوره
- دوره زندگی
- رنج
- سبب شدن
- شغل
- صدا
- طرح
- متعهد
- مجادله
- محصول رنج
- محنت
- مسیر
- ندا
- هنرستانی
- وظیفه
- پروانه
- پیشه
- کار حیاتی
- کار عمده
- کار مشکل
- یادداشت مختصر
عباراتی شبیه به "Kerja" با ترجمه به فارسی
-
فعل · لغت · کلمه
-
کارگر یقه سفید
-
بازیگر · بنده · خادم · خدمتکار · عامل · عمله · فاعل · مدعی · مستخدم · نماینده · نوکر · هنرپیشه · کارمند · کارگر · کننده
-
بندگی · رعیتی
-
رضایت شغلی
-
اعتصاب · وقفه در کار
-
بیگاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن