ترجمه "Kismis" به فارسی
کشمش, کشمش, مویز بهترین ترجمه های "Kismis" به فارسی هستند.
Kismis
-
کشمش
nounKue Denmark juga ada dan ku buang kismisnya seperti yang kau suka.
کشمش هاشم برداشتم از توش همونجوري که دوست داري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kismis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kismis
-
کشمش
nounKue Denmark juga ada dan ku buang kismisnya seperti yang kau suka.
کشمش هاشم برداشتم از توش همونجوري که دوست داري
-
مویز
noun -
کشمش بیدانه
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن