ترجمه "Kubur" به فارسی

گور, قبر, گور بهترین ترجمه های "Kubur" به فارسی هستند.

Kubur
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گور

    noun

    Kuburan terus menelan korbannya tanpa memberikan harapan.

    در نهایت گور بیرحمانه قربانیهای این فجایع را در خود فرو میبرد و راه گریزی نیز باقی نمیگذارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kubur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kubur
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبر

    noun

    Ayub sang pria beriman tahu bahwa ia akan pergi ke kuburan, Syeol, sewaktu ia mati.

    ایّوب که فردی باایمان بود میدانست که پس از مرگ در هاویه، یعنی قبر دفن خواهد شد.

  • گور

    noun

    Kita pasti lega setelah tahu bahwa orang mati seperti sedang tidur dalam kubur dan tidak menderita.

    این که مردگان در گور خفتهاند و هیچ درد و مصیبتی نمیکشند، برای ما تسلّیبخش است.

  • آرامگاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قبرستان
    • گورستان
    • به خاکسپاری
    • مزار

عباراتی شبیه به "Kubur" با ترجمه به فارسی

  • قبرستان · گورستان
  • گور دسته جمعي · گور دستهجمعی
  • gurestân · qabrestân · حصار كليساان · شهر اموات · قبرستان · گورستان
  • قبرکن
اضافه کردن

ترجمه های "Kubur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه