ترجمه "Kulit" به فارسی
چرم, پوست, چرم بهترین ترجمه های "Kulit" به فارسی هستند.
Kulit
-
چرم
nounKulit yang kaku itu sulit dipotong, bahkan dengan sebuah pisau.
این چرم محکم را حتی با چاقو به سختی می توان برید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kulit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kulit
noun
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
Lalu kami mengisolasi sel kulitnya dan menggandakannya dalam media pembiakan sel.
سپس سلولهای پوست را جدا می کنیم و آنها را در یک محیط کشت سلولی تکثیر می کنیم.
-
چرم
nounSenjata ini berupa sepotong kulit atau kain dengan dua tali terpasang pada kedua tepinya.
این سلاح، قطعهای از چرم یا پارچه بود که دو بند بلند به آن متصل شده بود.
-
تراشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خلال
- سبوس
- لایه زیرین پوست
- نرده چوبی
- نوعی ماهی
- پوست خام
- پوست کندن
- پوسته
- پوشال
- پوشش اندام
- کلش
- کندن
تصاویر با "Kulit"
عباراتی شبیه به "Kulit" با ترجمه به فارسی
-
زنگی · سیاهپوست
-
اثر سطحی
-
دارچین
-
توژ · پوست · پوست درخت
-
پوست · پوست خام
-
روپوست
-
سرطان پوست
-
پوستاندازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن