ترجمه "Kutil" به فارسی

زگیل, زگیل بهترین ترجمه های "Kutil" به فارسی هستند.

Kutil
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زگیل

    noun

    Banyak orang datang ke nenek saya orang-orang dengan wajah penuh jerawat atau yang tangannya berkutil.

    افراد زیادی پیش مادربزرگم می آمدن، افرادی با یه عالمه جوش رو صورتشون یا زگیل رو دستاشون .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kutil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kutil
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زگیل

    noun

    Banyak orang datang ke nenek saya orang-orang dengan wajah penuh jerawat atau yang tangannya berkutil.

    افراد زیادی پیش مادربزرگم می آمدن، افرادی با یه عالمه جوش رو صورتشون یا زگیل رو دستاشون .

اضافه کردن

ترجمه های "Kutil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه