ترجمه "Merah" به فارسی

سرخ, قرمز, سرخ بهترین ترجمه های "Merah" به فارسی هستند.

Merah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    Makhluk ini ditusuk, terluka berat, dan tak berdaya sewaktu bala tentaranya dibinasakan di perairan Laut Merah.

    هنگامی که لشکریانش در آبهای دریای سرخ نابود شدند گویی بدنش شکافته شده، بشدّت مجروح و ناتوان گشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Merah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

merah adjective noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرمز

    noun

    Tembok itu pun roboh —kecuali di tempat tali merah itu tergantung di jendela!

    ناگهان تمام دیوارهای شهر فروپاشید به جز دیواری که از پنجرهٔ آن طناب قرمز آویزان بود!

  • سرخ

    adjective

    Yehuwa akan menggerakkan ”kesepuluh tanduk” dari ”binatang buas berwarna merah marak” untuk ”melaksanakan pikirannya”.

    یَهُوَه خدا «قصدش را» در دل «ده شاخِ» «وحشی سرخ رنگ» مینهد.

  • بور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ghermez
    • sorkh
    • سرخ جامه
    • قرمز رنگ
    • پارچه مخمل

تصاویر با "Merah"

عباراتی شبیه به "Merah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Merah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه