ترجمه "Mulut" به فارسی

دهان, دهن, دهان بهترین ترجمه های "Mulut" به فارسی هستند.

Mulut
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهان

    noun

    حفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر

    Lalu dia dengan semangat melihat ke dalam mulut ibunya.

    حالا با کنجکاوی به دورن دهان مادرش نگاه می کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mulut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mulut noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهن

    noun

    Tak seorang pun boleh mengambil mulut istriku, kecuali aku.

    هي ، هيچكس به دهن زن من دست نميزنه ، مگر خودم.

  • دهان

    noun

    Lalu dia dengan semangat melihat ke dalam mulut ibunya.

    حالا با کنجکاوی به دورن دهان مادرش نگاه می کند.

  • روزنه

    noun
  • فک

    noun

عباراتی شبیه به "Mulut" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mulut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه