ترجمه "Orang" به فارسی
افراد, شَخص, نَفَر بهترین ترجمه های "Orang" به فارسی هستند.
Orang
-
افراد
Orang-orang yang setia ini menerima berkat berupa firdaus rohani yang kaya, suatu taman Eden kiasan.
برکتی که نصیب این افراد باایمان شد یک بهشت پربار روحانی بود، یک باغ عدن مجازی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Orang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
orang
noun
-
شَخص
-
نَفَر
-
شخص
nounSaya akan mengupayakan agar Anda mengamati orang ini.
من چشمان شما را معطوف به اين شخص ميكنم.
-
ترجمه های کمتر
- آدمی
- ادم
- انسان
- انسانی
- بودن
- ترکیب موجود زنده
- جنس بشر
- خاکزاد
- خوش تیپ
- دربرداشتن
- سازمان
- سازواره
- شخصی
- شیخ
- فرتاش
- قوم وخویش
- لاتویایی
- مرد
- مردم
- مردمی
- موجود بودن
- موجود زنده
- مَردُم
- نوع انسان
- پسر بچه
- کج کلاه
- کس
- کسی
- یک شخص
- یک کسی
عباراتی شبیه به "Orang" با ترجمه به فارسی
-
باختری · غربی
-
انگلیسی
-
مجار
-
دستگاه تلفن ناشنوایان
-
پل پیادهرو
-
شخص مهم
-
غیر نظامی
-
زنگی · سیاهپوست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن