ترجمه "Orbit" به فارسی

مدار, مدار بهترین ترجمه های "Orbit" به فارسی هستند.

Orbit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدار

    Tapi inilah kunci eksperiman ini. Orbit bintang itu menunjukkan

    اما برای آزمون ما عنصری کلیدی به شمار می رود . مدار آن به ما می گوید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Orbit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

orbit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدار

    Itu intruksi program untuk masuk ke orbit bumi.

    برنامه ريزي شده که به مدار زمين برگرده.

عباراتی شبیه به "Orbit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Orbit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه