ترجمه "Organ" به فارسی
ارگ, ارغنون, ارگ بهترین ترجمه های "Organ" به فارسی هستند.
Organ
-
ارگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Organ " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
organ
-
ارغنون
noun -
ارگ
noun -
اندام
nounkumpulan jaringan yang bersatu sebagai unit struktural yang membantu fungsi umum
Hati dan organ dalam perlu waktu lebih lama. Tulang belakang butuh beberapa tahun.
کبد و اندام داخلی تقریبا زمان بیشتری میگیرند. ستون فقرات چند سال وقت میگیره.
عباراتی شبیه به "Organ" با ترجمه به فارسی
-
پیوند اندام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن