ترجمه "Palu" به فارسی

چکش, چکش بهترین ترجمه های "Palu" به فارسی هستند.

Palu
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چکش

    noun

    Untuk para pemenang, Aku hadirkan Palu Emas!

    به قهرمانان من چکش طلايي رو تقديم مي کنم!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Palu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

palu noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چکش

    noun

    ابزاری با سر سنگین و دستهای که برای کوبیدن بهکار میرود.

    Pematung meratakan lempeng logam itu dengan palu dan menyukai hasil patriannya.

    مجسمهساز فلز را با چکش صاف میکند و از لحیمکاری اظهار رضایت مینماید.

تصاویر با "Palu"

عباراتی شبیه به "Palu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Palu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه