ترجمه "Pelatih" به فارسی

مربی, انترن, اهل خانه بهترین ترجمه های "Pelatih" به فارسی هستند.

Pelatih
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربی

    Pelatih meminta anak Saudara bergabung dengan tim olahraga sekolah.

    مربی ورزش از دختر شما میخواهد که به تیم مدرسه بپیوندد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pelatih " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pelatih
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انترن

    noun
  • اهل خانه

    noun
  • شاگرد

    noun

    Siswa harus dibantu untuk belajar cara memastikan pelafalan yang tepat dan kemudian melatihnya.

    باید به شاگرد کمک کرد که تلفظ صحیح را یاد بگیرد و سپس آن را تمرین کند.

  • ترجمه های کمتر

    • لله
    • مدیر
    • مربی
    • مرد خانه
    • مستخدم خانه
    • کادر
    • یادگیرنده

عباراتی شبیه به "Pelatih" با ترجمه به فارسی

  • تمرین با وزنه
  • تربیت · پرورش
  • آراستن · تادیب کردن · تربیت · تربیت کردن · تیمار کردن · متمدن شدن · متمدن کردن · معلمی کردن · پرورش · گفتن
  • فعالیت بدنی
  • تمرینات قدرتی
  • آموزش لمسی
  • آراستن · تادیب کردن · تربیت · تربیت کردن · تعلیم · تمرین · تمرین نمایش · تیمار کردن · عمل · متمدن شدن · متمدن کردن · پرورش · گفتن
  • آراستن · به مدرسه فرستادن · تادیب کردن · تاسیس کردن · تربیت کردن · تمرین کردن · تیمار کردن · متمدن شدن · متمدن کردن · معلمی کردن · گفتن
اضافه کردن

ترجمه های "Pelatih" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه