ترجمه "Peri" به فارسی

الف, فری, پری بهترین ترجمه های "Peri" به فارسی هستند.

Peri
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • الف

    Tak pernah berpikir bahwa aku mati bertempur bersama seorang Peri.

    فکر نمي کردم دوشادوش يک ̈ الف ̈ بجنگم. و بميرم

  • فری

    adjective
  • پری

    noun

    Mungkin Kelinci Paskah dan Peri Gigi masih hidup juga.

    شاید پری دندون و خرگوش عید پاک هم هنوز زندن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Peri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

peri
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پری

    noun

    Kau berdansa dengan peri hijau sebelumnya?

    قبلاً با " پری سبز " رقصیدی ؟

  • الف

    Apakah Kamu pikir peri akan memberkati pencarian kami?

    تو فکر ميکني " الف ها " واسه موفق شدنمون در مأموريت ـومون دعا ميکنن ؟

  • جن

    noun

    Peri Bunga melindungi semua dunia peri, dan rahasia yang ditemukan ayahku membuat mereka dalam bahaya.

    محافظت جن هاي هوايي کل سلطنت پريان و کشف اسرار پدرم باعث به خطر افتادن اونا مي شد

  • ترجمه های کمتر

    • جن و پری
    • ساحره
    • شبح
    • وصله

عباراتی شبیه به "Peri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Peri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه