ترجمه "Perunggu" به فارسی
مفرغ, برنز, برنزی بهترین ترجمه های "Perunggu" به فارسی هستند.
Perunggu
-
مفرغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Perunggu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
perunggu
-
برنز
Saya juga terlibat dalam penyelundupan berlian, emas, dan perunggu.
کارم به جایی رسید که وارد قاچاق الماس، طلا و برنز شدم.
-
برنزی
adjectiveSaya suka foto ini karena mengingatkan pada patung perunggu penari kecil karya Degas.
این عکس را دوست دارم چون مجسمههای برنزی دگاس از رقاص کوچولو را یادم میاورد.
-
مفرغ
noun
عباراتی شبیه به "Perunggu" با ترجمه به فارسی
-
انتظار داشتن · انجمن کردن · ایستادن · ایستادگی کردن · تحمل کردن · جلو آمدن · در انتظار ماندن · سوار کردن · صبر کردن · لم دادن · منتظر شدن · منزل کردن · وایسادن · وفا کردن
-
عصر برنز
-
برنز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن