ترجمه "Profesor" به فارسی
استاد, پروفسور, استاد بهترین ترجمه های "Profesor" به فارسی هستند.
Profesor
-
استاد
noun adjectiveJika Profesor tolol itu tidak ada di sini, apa yang akan kau lakukan sekarang?
اگه اون استاد ريقو اينجا نبود ، همين الان چيکار ميکردي ؟
-
پروفسور
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Profesor Sprout bilang kau punya bakat di bidang herbologi.
پروفسور اسپراوت به من گفته تو در گیاهشناسی استعداد داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Profesor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
profesor
-
استاد
noun adjectiveHanya ada satu profesor berkulit hitam, dan satu asisten dekan berkulit hitam.
یک استاد سیاهپوست وجود داشت و یک معاون رئیس دانشکده.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن