ترجمه "Proses" به فارسی
فرآیند, فرایند, اقدامات بهترین ترجمه های "Proses" به فارسی هستند.
Proses
-
فرآیند
nounProses eliminasi ini akan mengidentifikasi satu alien yang tersisa.
فرآیند حذف هویت شخص باقی مانده را مشخص میکند.
-
فرایند
proses kerja
Proses mengumpulkan terang rohani adalah perjalanan yang berlangsung seumur hidup.
فرایند گرد آوری نور روحانی پژوهش یک عمر است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Proses " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
proses
-
اقدامات
nounKami sedang dalam proses, Pak.
ما جريانها و اقدامات رو پيش ميبريم
-
روند
Nounتناوب انجام کار
Kami akan membuat film baru tentang proses ini.
ما فیلمی درباره این روند صلح خواهیم ساخت.
-
فرآیند
nounTahap akhir dari proses ini adalah kulit mereka mengerut dan rambutnya tumbuh.
در آخرین مرحله این فرآیند، پوستشان باز می شود و مو بر بدنشان جوانه می زند.
عباراتی شبیه به "Proses" با ترجمه به فارسی
-
پردازش
-
فرایند واحد
-
ورود به جو
-
خروج بصورت آرام
-
توسعه نرمافزار
-
فرآیند شیمیایی
-
فراموشی
-
پدیدههای انتقال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن