ترجمه "Radioterapi" به فارسی
پرتودرمانی, رادیو تراپی, پرتو درمانی بهترین ترجمه های "Radioterapi" به فارسی هستند.
Radioterapi
-
پرتودرمانی
Karena menjalani banyak kemoterapi dan radioterapi, Danièle menjadi sangat lemah. Kadang, dia sampai sulit berjalan.
دورههای شیمیدرمانی و پرتودرمانی چنان نیروی دانیِل را میگرفت که گاهی به زحمت راه میرفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Radioterapi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
radioterapi
-
رادیو تراپی
noun -
پرتو درمانی
nounSerius, mengapa kau tak lakukan radioterapi atau steroid atau...
جدی ، چرا درباره پرتو درمانی یا استروئید حرف نزدی...
اضافه کردن مثال
اضافه کردن