ترجمه "Rahim" به فارسی

رحم, رحم, ابسته بهترین ترجمه های "Rahim" به فارسی هستند.

Rahim
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رحم

    noun

    Rahim Sara tidak lagi dapat digunakan untuk mengandung dan melahirkan anak —dengan kata lain, telah mati.

    رحم سارَه دیگر قابلیت بارداری را نداشت و در واقع مرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rahim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rahim
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رحم

    noun

    Kehidupannya dipindahkan ke dalam rahim seorang perawan Yahudi, dan selama sembilan bulan ia berkembang menjadi bayi manusia.

    یَهُوَه حیات پسرش را در رحم دختری یهودی قرار داد.

  • ابسته

    noun
  • بطن

    noun

    Sebenarnya, lambung kapal adalah rahim dari kapal.

    اما، در واقع ديواره قايق بطن كشتي است.

  • زهدان

    noun

عباراتی شبیه به "Rahim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Rahim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه