ترجمه "Satelit" به فارسی

ماهواره, ماهواره بهترین ترجمه های "Satelit" به فارسی هستند.

Satelit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهواره

    satelit GPS terhubung aktif

    Satelit Zeusku sedang menuju posisi lebih dari enam negara kalian yang tersisa.

    ماهواره هاي زئوس من دارند به موقعيت هاي تعيين شدشون بالاي سر شش کشور باقيمونده ميرن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Satelit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

satelit
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهواره

    noun

    Walaupun saya adalah insinyur satelit, saya tidak pernah terpikir untuk menggunakan pencitraan satelit dalam pekerjaan saya.

    اگرچه، مهندس ماهواره بودم، به استفاده کردن از شبیه سازی ماهوارهای در کارم فکر نکرده بودم.

عباراتی شبیه به "Satelit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Satelit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه