ترجمه "Sekutu" به فارسی
نیروهای متفقین, دوست, متحد بهترین ترجمه های "Sekutu" به فارسی هستند.
Sekutu
-
نیروهای متفقین
Pasukan sekutu memeriksa koleksinya
بعد از اون نیروهای متفقین به سراغ مجموعه اش رفتن،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sekutu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sekutu
-
دوست
nounHarold memberitahuku bahwa polisi setempat mungkin bukan sekutu terbesarmu.
" هارولد " به من گفت که شاید پلیش محلی بهترین دوست تون نباشه.
-
متحد
adjectiveMesir tentu akan menjadi sekutu yang tangguh untuk melawan bala tentara Asiria!
بیشک مصر متحد خوبی برای مقابله با سپاهیان آشور خواهد بود!
-
هم پیمان
nounSaruman si Putih adalah teman dan sekutu kita.
سارومان سفید همواره دوست و هم پیمان ما بوده
-
ترجمه های کمتر
- پیوستگی
- کادر
عباراتی شبیه به "Sekutu" با ترجمه به فارسی
-
قرین شدن · متحد کردن · پیوستن
-
هم عهد کردن · همدست کردن
-
متحد کردن · هم عهد کردن · همدست کردن
-
ائتلاف · اتفاق · رفاقت · معاضدت · همدمی · وفاداری · پیوستگی
-
بزرگترین مقسومعلیه مشترک
-
کوچکترین مضرب مشترک
-
بزرگترین مقسومعلیه مشترک
-
کوچکترین مضرب مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن