ترجمه "Sindrom" به فارسی
نشانگان, نشانگان, همرفت بهترین ترجمه های "Sindrom" به فارسی هستند.
Sindrom
-
نشانگان
Ada sesuatu yang saya kembangkan di sini disebut sindrom intensitas sosial,
در اینجا مساله ديگري هست که من آن را برايتان باز ميكنم و آن مساله، نشانگان تمركز اجتماعی نامیده می شود،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sindrom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sindrom
-
نشانگان
Ada sesuatu yang saya kembangkan di sini disebut sindrom intensitas sosial,
در اینجا مساله ديگري هست که من آن را برايتان باز ميكنم و آن مساله، نشانگان تمركز اجتماعی نامیده می شود،
-
همرفت
noun
عباراتی شبیه به "Sindrom" با ترجمه به فارسی
-
نشانگان همولیتیک اورمیک
-
سندرم تخمدان پلیکیستیک
-
سندرم پیش از قاعدگی
-
ترومبوز سیاهرگی عمقی
-
نشانگان پارانئوپلاستیک
-
مسمومیت پرتوی
-
سندروم نفروتیک
-
سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن