ترجمه "Suami" به فارسی
شوهر, شوهر, زوج بهترین ترجمه های "Suami" به فارسی هستند.
-
شوهر
nounهمسر زن
Suaminya memiliki banyak buku spiritisme dan diganggu oleh hantu-hantu.
شوهر او کتابهایی در رابطه با سحر و جادو داشت و از سوی دیوها آزار و اذیت میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Suami " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
شوهر
nounPerhatikan Naomi, yang kehilangan suami dan juga kedua putranya.
برای مثال به نَعُومی که شوهر و دو پسرش را از دست داد توجه کنید.
-
زوج
nounKarena masalah uang menjadi lebih teratasi, suami istri itu menjadi lebih bahagia.
با سر و سامان دادن به امور مالی، این زوج سعادتمندتر شدند.
-
شو
nounIa bilang ia dan suaminya memutuskan untuk berhenti punya anak setelah anak mereka yang ketiga.
و او گفت که او و شوهرش تصمیم گرفته بودند بعد از سومی دیگر بچهدار نشوند.
-
ترجمه های کمتر
- شوی
- شی
- نر
- همدست
- یار