ترجمه "Tambang" به فارسی

محاط کردن, معدن, کان بهترین ترجمه های "Tambang" به فارسی هستند.

Tambang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • محاط کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tambang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tambang verb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • معدن

    noun

    Mereka menaruhnya jauh di bawah tanah, di sebuah tambang bijih besi di Minnesota.

    و این آشکار گر را در اعماق یک معدن آهن در مینسوتا قرار داده اند.

  • کان

    noun
  • بار

    noun

    Antoine juga pernah nyaris kehilangan nyawa sewaktu tambang runtuh.

    حتی یک بار، در معدن محبوس شد و چیزی نمانده بود که جانش را از دست بدهد.

  • ترجمه های کمتر

    • بار کشتی
    • بارگیری
    • حمل
    • مال من
    • مامن
    • محموله دریایی
    • منبع
    • مین
    • کانسار

عباراتی شبیه به "Tambang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Tambang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه