ترجمه "Tangga" به فارسی
پلکان, نردبان, پلکان بهترین ترجمه های "Tangga" به فارسی هستند.
Tangga
-
پلکان
nounPeriksa tangganya dan kita akan bertemu di sisi utara.
پلکان رو بررسي کنيد و بعدش در بخشِ شمالي همديگه رو خواهيم ديد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tangga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tangga
noun
-
نردبان
nounPindahkan tangga sesering mungkin agar Saudara tetap dekat dengan bagian yang dikerjakan.
برای نزدیک شدن به کارتان هر بار نردبان را جابهجا نمایید.
-
پلکان
nounPeriksa tangganya dan kita akan bertemu di sisi utara.
پلکان رو بررسي کنيد و بعدش در بخشِ شمالي همديگه رو خواهيم ديد.
-
راه پله
nounPasang peledak kalian di bawah tangga, dan habisi mereka.
مواد منفجره رو توي راه پله ها بذاريد و از شرشون خلاص بشيد.
-
ترجمه های کمتر
- لاتو
- پله
- پله کان
- پلگان
عباراتی شبیه به "Tangga" با ترجمه به فارسی
-
گام مینور
-
اهل بیت · خانواده · خانگی · مستخدمین خانه
-
مرد خانهدار
-
گام دیاتونیک
-
گام ماژور
-
گام
-
حامل · درجه · میله چرخ · نهال · پره چرخ · پله · پله نردبان
-
خدمتکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن