ترجمه "Timbangan" به فارسی

ترازو, ترازو, میزان بهترین ترجمه های "Timbangan" به فارسی هستند.

Timbangan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازو

    noun

    Allah seolah-olah dapat menimbang gunung dan bukit dengan timbangan.

    خدا میتواند کوهها و تپهها را در کفههای ترازو وزن کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Timbangan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

timbangan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازو

    noun

    Allah seolah-olah dapat menimbang gunung dan bukit dengan timbangan.

    خدا میتواند کوهها و تپهها را در کفههای ترازو وزن کند.

  • میزان

    noun proper

    Dalam beberapa tahun Cile bisa memiliki tingkat ketahanan hidup anak yang lebih baik ketimbang Amerika Serikat.

    شاید در یک دوره چند ساله میزان زنده ماندن اطفال در شیلی نسبت به امریکا بهتر بشود.

عباراتی شبیه به "Timbangan" با ترجمه به فارسی

  • احتیاط · احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · حزم · عاطفه · عقیده دینی · فراست · قسم · ملاحظه · هوشمندی · گمان
  • انگاشتن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · در شگفت ماندن · در نظر داشتن · روبروشدن · عبادت کردن · عمدا انجام دادن · فرض کردن · مواجه شدن با · نشخوار کردن · پنداشتن · کنکاش کردن
  • متعادل شدن
  • احتیاط · احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · حزم · عاطفه · عقیده دینی · فراست · قسم · ملاحظه · هوشمندی · گمان
اضافه کردن

ترجمه های "Timbangan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه