ترجمه "Titik" به فارسی

نقطه, نقطه, اتم بهترین ترجمه های "Titik" به فارسی هستند.

Titik
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Ini mungkin dapat menjelaskan fakta menyedihkan: Titik mula bisa naik, tapi jarang sekali bisa turun.

    و شاید این بیانگر حقیقتی تلخ باشد: نقطه تنطیم شاید بالا رود، ولی بندرت پائین بیاید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Titik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

titik
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Semua bintang bagi kepler hanyalah satu titik cahaya.

    همه ستارگان برای کپلر فقط یک نقطه نور می باشند.

  • اتم

    noun
  • جوهر فرد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حرف
    • خال
    • خس
    • خط اتحاد
    • رگه
    • ریزه
    • عیب
    • قطره
    • لک
    • لکه
    • لکه کوچک
    • هدف گیری کردن
    • چکه
    • کوچکترین ذره

عباراتی شبیه به "Titik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Titik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه