ترجمه "Ungu" به فارسی

ارغوانی, بنفش, بنفش رنگ بهترین ترجمه های "Ungu" به فارسی هستند.

Ungu
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارغوانی

    adjective

    Amber memutuskan untuk membawa video Purple Triangles (Segitiga Ungu) kepada gurunya.

    امبر تصمیم گرفت که کاست ویدیوی مثلثهای ارغوانی را به آموزگار خود بدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ungu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ungu
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنفش

    Noun;Adjective

    Jika semua sapi memang ungu, Anda akan bosan juga dengan itu.

    منظورم اینست که، اگر همه گاوها بنفش بودند حوصله ات از اونها هم سر می رفت.

  • بنفش رنگ

    noun

    DNA terbungkus oleh protein ungu ini —

    DNA بدور این پروتئینهای بنفش رنگ، پیچیده می شه—

  • بنفشه

    noun

    Itu adalah sapi ungu, itu adalah sesuatu yang layak diperhatikan.

    این اون گاو بنفشه؛ چیزى كه ارزش توجه كردن را داره.

عباراتی شبیه به "Ungu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ungu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه