ترجمه "abu" به فارسی

خاکستر, khåkestar, اشغال بهترین ترجمه های "abu" به فارسی هستند.

abu noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستر

    noun

    Berikan alasan agar aku membuangnya bersama abu ayahku.

    حرف بزن ، و دليل بيار که سبب اين پيوند خاکستر پدرم بوده.

  • khåkestar

    noun
  • اشغال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • باقی مانده
    • جگن
    • خرده سنگ
    • ریزه
    • سنگ نتراشیده
    • قلوه سنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "abu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه