ترجمه "agama" به فارسی
دین, مذهب, کیش بهترین ترجمه های "agama" به فارسی هستند.
-
دین
nounsistem kepercayaan supranatural
Di tempat lain, keselamatan seseorang bisa terancam jika ia menyatakan keinginannya untuk pindah agama.
در نقاط دیگر حتی بیان تغییر دین ممکن است بسیار خطرناک باشد.
-
مذهب
nounDan dia mempelajari agama kita untuk menggoyahkan keyakinan kita.
و به مطالعه ي مذهب ما پرداخت تا ايمان ما را خدشه دار کند.
-
کیش
nounBagaimana beberapa misionaris Susunan Kristen menekan orang-orang untuk berubah agama?
برخی از میسیونرهای جهان مسیحیَّت چگونه کیش خود را بر مردم تحمیل کردهاند؟
-
آیین
noun22 Pada abad ketujuh M, Buddhisme mulai mempengaruhi kehidupan agama orang-orang Cina.
۲۲ در قرن هفتم د. م.، آیین بودا کاملاً در طریق زندگی مذهبی چینیها نفوذ کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agama" با ترجمه به فارسی
-
انسانشناسی دین
-
آزادی ادیان
-
دین رسمی
-
نقد دین
-
رستگاری
-
بودیسم
-
دینشناسی تطبیقی
-
تکثرگرایی دینی