ترجمه "agen" به فارسی

عامل, اجرا, اداره بهترین ترجمه های "agen" به فارسی هستند.

agen
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامل

    Jika Malick dibalik semua ini, agenmu berada dalam bahaya yang serius.

    اگر مالیک به این طول رفت ، عوامل خود را در معرض خطر جدی است.

  • اجرا

    noun
  • اداره

    noun

    Pengamanan telah diatur untuk semua petugas lapangan dan para agen.

    خط تلفنهاي امن با تمام ادارات و همينطور نمايندگيهاي نصب شده

  • ترجمه های کمتر

    • اسباب
    • انجام
    • اژان
    • دایره
    • دفتر
    • دفترخانه
    • دلال
    • دیوان
    • سمسار
    • ظروف
    • لوازم آشپزخانه
    • وسایل
    • کاتب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "agen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "agen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه