ترجمه "ahli" به فارسی

اروین, با استادی, ذی صلاحیت بهترین ترجمه های "ahli" به فارسی هستند.

ahli
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اروین

    noun
  • با استادی

    adjective
  • ذی صلاحیت

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • شایسته
    • عنصر
    • لایق
    • متخصص
    • مهارت
    • مولفه
    • ویژه کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ahli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ahli" با ترجمه به فارسی

  • جغرافیدان
  • استادی · تماشاخانه · جلگه · حق دخول · طرز کار · عضویت · متعلقات · میدان نیرو · هامون
  • ويژه گر اعصاب
  • جادو · جادو گر · جادوگر · ساحره · مجوسی · نابغه
  • چشم پزشک
  • احکامی · غیب گو · منجم
  • جراح
  • کاردانی
اضافه کردن

ترجمه های "ahli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه