ترجمه "air" به فارسی

آب, åb, اب بهترین ترجمه های "air" به فارسی هستند.

air noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب

    noun

    ترکیب شیمیایی (از عناصر اکسیژن و هیدروژن)

    Semangka mengandung banyak air.

    هندوانه پر از آب است.

  • åb

    noun
  • اب

    noun

    Dan di sepetak rumput di tepian air, ia menemukan baju selam.

    بر روی چمنها درست در کنار اب، جامهای غواصی یافت.

  • ترجمه های کمتر

    • آب âb
    • ذخیره اب
    • سیستم ابیاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " air " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "air"

عباراتی شبیه به "air" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "air" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه