ترجمه "aktor" به فارسی

بازیگر, آکتریس, آکتور بهترین ترجمه های "aktor" به فارسی هستند.

aktor
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگر

    noun

    Tapi pada experimen ini, kita menempatkan seorang aktor untuk menjadi peserta.

    ولی در این آزمایش ما یک دانشجوی بازیگر را هم به کار گرفتیم.

  • آکتریس

    noun
  • آکتور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عامل
    • فاعل
    • مدعی
    • نماینده
    • هنرپیشه
    • کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aktor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aktor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aktor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه