ترجمه "alat" به فارسی

ابزار, اجرا, اسباب بهترین ترجمه های "alat" به فارسی هستند.

alat noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابزار

    noun

    benda fisik yang digunakan untuk mencapai tujuan

    Dua alat paling kuat dari Setan adalah pengalihan dan penipuan.

    دو تا از ابزار های با قدرت شیطان حواس پرتی و فریب است.

  • اجرا

    noun

    yang dimainkan dengan ratusan dan ribuan alat musik.

    که توسط هزاران هزار ساز مختلف اجرا شده است.

  • اسباب

    noun

    Ini alat pendeteksi kecepatan dengan radar yang dikembangkan dari mainan Hotwheels.

    این یه رادار سرعت یاب هست که از یک اسباب بازی مارک هات ویل ساخته شده.

  • ترجمه های کمتر

    • الت
    • انجام
    • دستگاه
    • ظروف
    • فلان چیز
    • لوازم
    • لوازم آشپزخانه
    • ماشین
    • وسایل
    • وسیله
    • چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه