ترجمه "alergi" به فارسی

آلرژی, حساسیت, خارش بهترین ترجمه های "alergi" به فارسی هستند.

alergi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلرژی

    noun

    Sekitar 17 tahun yang lalu saya menjadi alergi terhadap udara di Delhi.

    در حدود ۱۷ سال پيش، من به هوای دهلی آلرژی پيدا کردم.

  • حساسیت

    noun

    Ada lagi yang membuatmu alergi?

    چیز دیگه ای هم هست که بهش حساسیت داشته باش ؟

  • خارش

    noun
  • کهیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alergi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "alergi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه