ترجمه "alis" به فارسی

ابرو, برو, پیشانی بهترین ترجمه های "alis" به فارسی هستند.

alis
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابرو

    noun

    Uang untuk mantan istri, investasi buruk... tagihannya setinggi alis tebal.

    نفقه دادن ، سرمايه گذاري هاي بد تا خرخره با اون ابرو هاي پرپشتش تو بدهي هست

  • برو

    noun

    Kita akan kepung Roma hingga berantakan seperti batang penghias alis.

    تا زمانيکه روم با آتش تبديل به خاکستر بشه اينجا رو مملو از خشم ميکنيم.

  • پیشانی

    noun
  • [[ابرو]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "alis"

عباراتی شبیه به "alis" با ترجمه به فارسی

  • ابرو
  • بدون اشکال بودن · جلا دادن · روان کردن · صاف شدن · صیقل دادن · ملایم شدن · واکس زدن · گرد کردن
  • ابرو
اضافه کردن

ترجمه های "alis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه