ترجمه "almanak" به فارسی
زیگ, تقویم سالیانه, تقویم نجومی بهترین ترجمه های "almanak" به فارسی هستند.
almanak
-
زیگ
noun -
تقویم سالیانه
noun -
تقویم نجومی
nounSaat ini, otak Jim sedang menghapal almanak.
خوب، مغز "جیم" تقویم نجومی را دارد حفظ میکند.
-
ترجمه های کمتر
- سالنامه
- سالنما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " almanak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن