ترجمه "altar" به فارسی
محراب, مذبح, قربانگاه بهترین ترجمه های "altar" به فارسی هستند.
-
محراب
nounButuh perjuangan yang panjang untuk melangkah ke altar.
بين زانو زدن تا محراب ، راه زياديه.
-
مذبح
nounMereka telah mengorbankan jutaan putra mereka yang sehat di atas altar zaman modern yaitu peperangan.
آنان میلیونها نفر از پسران تندرست خود را بر مذبح امروزی جنگ قربانی ساختهاند.
-
قربانگاه
noun6 Kemudian terbanglah salah satu dari serafim itu kepadaku, memegang abara api yang berpijar dalam tangannya, yang telah dia ambil dengan penjepit dari atas altar;
۶ آنگاه یکی از سِرافین به نزد من پرواز کرد، در دستش یک زغال گداخته داشته، که او با انبر از روی قربانگاه برداشته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " altar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
قربانگاه
Altar telah disiapkan Anda diinstruksikan.
قربانگاه همانطور که وسايل راديويي
عباراتی شبیه به "altar" با ترجمه به فارسی
-
خادم جاننثار کلیسا