ترجمه "ambang" به فارسی
استانه, آستانه بهترین ترجمه های "ambang" به فارسی هستند.
ambang
Verb
verb
noun
دستور زبان
-
استانه
nounNah, ambang batas negatif, dapat dibayangkan seperti seberapa menjengkelkannya seorang suami sebelum kemarahan sang istri terpicu dan begitu sebaliknya.
در مورد استانه منفی می توانید فکر کنید که چگونه شوهر خواهد رنجید قبل از اینکه زن شروع به عصبانی کردن او شود، و بالعکس.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ambang
-
آستانه
noun properJadi saya beranggapan bahwa mungkin hubungan yang sukses adalah hubungan dimana ambang batas negatif sangat tinggi.
خُب فکر کردم که شاید موفق ترین رابطه زناشویی آنهایی باشند که در آستانه منفی بسیار بالایی هستند.
عباراتی شبیه به "ambang" با ترجمه به فارسی
-
بالا نگهداشتن
-
شناوری مغناطیسی
-
درک کردن · کاوش کردن · کوشش کردن
-
حد نصاب انتخاباتی
-
جای در · راهرو
-
واحد ممیز شناور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن