ترجمه "anak" به فارسی

بچه, فرزند, دختر بهترین ترجمه های "anak" به فارسی هستند.

anak noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    کودَک یا بچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته میشود

    Sebegai seorang anak umur tujuh tahun, saya sangat terkesan.

    به عنوان یک پسر بچه هفت ساله من تحت تاثیر قرار میگرفتم.

  • فرزند

    noun

    Bila seorang anak meninggal, seorang ibu khususnya, akan merasa sangat sedih.

    مرگ یک فرزند، بخصوص برای مادر دشوار است.

  • دختر

    noun

    Putri bungsu saya melakukan sesuatu yang sungguh cerdas untuk anak umur lima tahun.

    دختر کوچکترم که پنج ساله بود کار واقعا خارق العاده ای کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • کودک
    • بَچِّه
    • اشغال
    • اولاد
    • بچه کوچک
    • تراشنده
    • توله
    • جمع
    • جوانک
    • جوجه
    • دخترک
    • زاده
    • زادو ولد
    • شاخه نورسته
    • طفل
    • عدد
    • كودك
    • منگنه
    • نوزاد
    • پسر
    • کر
    • کلفت
    • کوچک
    • یادداشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " anak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "anak"

عباراتی شبیه به "anak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "anak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه