ترجمه "ancaman" به فارسی
به خطر انداختن, به مخاطره انداختن, تهدید بهترین ترجمه های "ancaman" به فارسی هستند.
ancaman
-
به خطر انداختن
verbAtau tentang kura - kura mulut katak yang terancam punah?
يا به خطر انداختن يک لاک پشت دهن قورباغه اي ؟
-
به مخاطره انداختن
verb -
تهدید
nounTapi sejauh ini, dia tidak punya musuh atau laporan ancaman.
ولی تا حالا دشمن شناحته شده ای یا تهدید گزارش شده ای پیدا نشده.
-
ترجمه های کمتر
- در مخاطره انداختن
- درخطر انداختن
- درخطر بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ancaman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ancaman" با ترجمه به فارسی
-
گونه در معرض خطر
-
افسون کردن · به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · تهدیدکردن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · عتاب کردن · قاطع بودن · قلدری کردن · لاف زدن · متلاطم شدن · مسحور شدن · مسلط بودن · مهار کردن
-
زبان درخطر
-
به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن
-
گونه در نزدیکی تهدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن