ترجمه "antena" به فارسی

آنتن, آنتن, شاخک بهترین ترجمه های "antena" به فارسی هستند.

antena
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنتن

    Jika kita hancurkan antenanya, kita tak bisa melakukan itu.

    اگه آنتن رو منفجر کنيم ، ديگه نميتونيم گوش بديم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Antena
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنتن

    Antena bekerja tapi sinyal kita masih terlalu lemah.

    آنتن کار ميکنه ولي سيگنال ضعيفه

  • شاخک

    عضوی از بند بندپایان که برای حس کردن است

    Dia juga memiliki antena, kaki, dan siklus hidup yang kompleks,

    شاخک داره، پا داره، تاریخچه حیات پیچیده،

عباراتی شبیه به "antena" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "antena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه