ترجمه "antimon" به فارسی
آنتیموان, انتیموان, روی سخته بهترین ترجمه های "antimon" به فارسی هستند.
antimon
-
آنتیموان
Tekanannya semakin kuat dengan adanya timbal dan antimon.
یه گلوله با آلیاژ سربی و آنتیموان رو توی مغزش چفت کردی
-
انتیموان
noun -
روی سخته
noun -
سرمه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antimon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن