ترجمه "aroma" به فارسی

بو, بوی, بوی خوش بهترین ترجمه های "aroma" به فارسی هستند.

aroma
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    Bahkan jika ia membawa aku, mereka masih akan mengambil aroma kami.

    ولي اگه حتي اون منو حمل کنه ، بوي من پخش ميشه.

  • بوی

    noun

    Hidung manusia dapat membedakan sekitar 10.000 macam aroma.

    بینی انسان قادر است ۱۰٬۰۰۰ نوع بوی گوناگون را تشخیص دهد.

  • بوی خوش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بوی خوش عطر
    • رایحه
    • سراغ
    • طعم
    • عطر
    • عطر و بوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aroma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aroma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه