ترجمه "aspal" به فارسی

آسفالت, قیر, قیر طبیعی بهترین ترجمه های "aspal" به فارسی هستند.

aspal
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسفالت

    Kalian mundur, atau aku cecerkan otak bos kalian di atas aspal.

    بريد عقب ، وگرنه مغز رئيستونو ميريزم رو آسفالت.

  • قیر

    جامد چسبناک، سیاه و بسیار گرانرو که از نقت به دست میآید

    Para pembuat kapal zaman dulu menggunakan aspal cair untuk langsung dioleskan ke kapal mereka.

    در گذشته، کشتیسازان از قیر مایع استفاده میکردند. آنان مستقیماً قیر را بر سطح کشتی میکشیدند.

  • قیر طبیعی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aspal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aspal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه